جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 682
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۸۲: شیایا و بای زهمین
در همان زمان بود، درست لحظهای که یک تهدید بزرگ جدید با سرعت زیاد از راه دور نزدیک میشد، سرانجام شیایا موفق شد به زندگی مورچه بافنده سرخی که تمام این مدت با آن میجنگید پایان دهد.
جسد مورچه بافنده درست در میانهی هجوم بردنش به سمت شیایا بیجان روی زمین افتاد و او با زیرکی از جنازهی در حال سقوطش جاخالی داد.
در کمال تعجب، در اطراف بدن مورچه سرخ قبلی، چند ابر سیاه قرار داشت که با تصاویر جمجمههای سفید از آن بیرون میآمدند و در یک چشم برهم زدن تمام خونش مکیده شد، گویی هیولایی نامرئی بیصدا آن را جذب کرد.
این یکی از قویترین نفرینها در میان مهارتهای شیایا بود و بهعنوان سمی آهسته عمل میکرد که وقتی اجرا میشد، آرام آرام بدون اینکه دشمن متوجه شود، از درون شروع به خوردن سیستم دشمن میکرد. تشخیص این نفرین بسیار سخت بود مگر اینکه دشمن شیایا توجه خاصی به این موضوع داشته باشد، کاری که در میانه جنگ انجامش سخت بود، زیرا وقتی حملهای فراتر از چیزی بود که میشد دید یا احساس کرد، معمولاً یک یا دو بار به هدف نشانده میشد.
نام این نفرین روح مرده بود و قدرتش واقعاً وحشتناک بود، زیرا این توانایی را داشت که به آرامی آمار سیستم دشمن را تخلیه کند و هر ثانیه دشمن را ضعیفتر کند. علاوه بر این، یک ویژگی خاص دیگر نیز داشت.
شیایا پس از دریافت قدرت روح مورچه مرتبه دوم دهانش را کاملا باز کرد و قدرت مکش شگفت انگیزی از آن بیرون آمد، انگار سیاهچالهای درون بدنش وجود داشت.
آن دود غمانگیزی که از درون بدن مورچه بافنده سرخ بیرون میآمد، به سمت دهان شیایا کشیده شد و در یک لحظه توسط او بلعیده شد.
[شما ۱۰ امتیاز قدرت دریافت کردید.]
شیایا به نشانه رضایت از پیام سبزی که در قرنیه چشمش روشن شد، سر تکان داد. نام اثر و نتیجه دومین فعالسازی مهارت روح مرده، "استخراج روح" بود و کارکرد آن خارج کردن قدرت روح باقی مانده در گوشت، استخوان و خون دشمن شکست خورده بود.
اگرچه ممکن بود ۱۰ امتیاز قدرت زیاد به نظر نرسد، اما با توجه به اینکه شیایا میتوانست از این نوع مهارت با سهولت نسبی استفاده کند، وقتی شروع به جمع آوری میکرد، در آخر امتیاز زیادی به دست میآورد!
تنها عیبی که در واقع یک نقطه ضعف نبود، بلکه چیز کاملاً معقول بود، این بود که تاثیر استخراج روح، فقط روی موجوداتی در سطحی برابر یا بالاتر از شیایا کار میکرد، در غیر این صورت او اصلاً چیزی به دست نمیآورد.
شیایا واقعاً قدرتمند بود، او استعداد و ابزاری را داشت که در صورت حمایت شخص مناسب، به یکی از قدرتمندترین موجودات روی زمین تبدیل شود. او حتی میتوانست در آینده با توجه به سرنوشت خود بر شانگوان غلبه کند. دقیقاً به همین دلیل، شیایا تصمیم گرفت روی بای زهمین حساب باز کند، درست مانند نانگونگیی، نانگونگلینگشین و اوانجلین.
علاوه بر این، از آنجایی که بای زهمین به زودی ارباب چین میشد، چون شیایا باور نمیکرد که کسی قویتر از او وجود داشته باشد، با توجه به اینکه بای زهمین حتی پس از رویارویی با یک مرتبه چهارم پیروز شده بود، شیایا نگران نبود بهعنوان خائن یا چیزی شبیه آن نام گذاری شود.
طولی نکشید که شیایا از دور با دومین مورچه سرخ مرتبه دوم وارد نبرد شد. اگرچه شیایا قوی بود، اما استقامتش مشکل ساز بود، زیرا زیاد نبود، و چون ذاتاً بیشتر جادوگر بود، جنگیدن با دشمنانی که از نزدیک مبارزه میکردند واقعاً سردرد ساز بود.
خوشبختانه او توانست مقدار کمی از قدرت روح را جذب کند، بنابراین مبارزه با مورچه بافنده مرتبه دوم برای شیایای فعلی آسانتر شد.
با این حال، بیش از پنج ثانیه نگذشت که دو جرقه سرخ اضافی در دوردست سوسو زدند و با چابکی شگفتانگیزی در امتداد دیوارها جهیدند.
همه کسانی که این دو برق سرخ را دیدند در دل ناامید شدند و حتی وو ییجون که تصمیم گرفته بود از ۱۰۱% خود مایه بگذارد، مثل گچ سفید و بهشدت ناامید شد.
گروه انسانی به سختی تحمل میکرد و تعداد مجروحان مدام افزایش میافت. این یک معجزه بود که در چند ثانیه آخر پس از سقوط هوانگتیان هیچکس نمرده بود.
چگونه میتوانستند با دو دشمن مرتبه دوم دیگر رو ...
کتابهای تصادفی

