جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 709
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۰۹: مارکیز و پیرو وفادار
اگرچه انسانهای عادی که تکامل نیافته بودند یا روحهای ضعیفتری که تکامل نیافته بودند نمیتوانستند ویژگیهای صورت مرد جوانی را که درست بالای کشتی جنگی عظیم ایستاده بود، به وضوح ببینند، اما همهی کسانی که قبلا سخنرانی او را شنیده بودند توانستند او را با صدایش تشخیص دهند، از افراد مهمی که حدود ۱۲ روز پیش در مهمانی استقبال وو ییجون شرکت کرده بودند گرفته تا اعضای انجمن لاک پشتهای سیاه که حداقل یکی دو کلمه با او ارتباط داشتند.
وو کهچیان و سان یون نگاههایی با هم رد و بدل کردند، هر دو در حالت شوک بودند و برای دیگری سخت نبود که متوجه ناباوری در چشمان خود شوند. با این حال، آن ناباوری به زودی به شادی تبدیل شد و بدن هر دو مرد به شدت شروع به لرزیدن کرد، گویی از نوعی بیماری لرزش رنج میبرند.
محض رضای خدا! نه تنها بای زهمین بازگشت، بلکه ظاهراً در این سفر با چیزیهای واقعاً دیوانه کننده مواجه شده بود! حتی یک احمق فقط با نگاه کردن به کشتی جنگی عظیمی که در آسمان شناور است، میتوانست بفهمد که چیزی بسیار عجیب و بزرگ در حال وقوع است. این یک کشتی به طول تقریبی ۵ کیلومتر بود و به وضوح با استفاده از موادی ساخته شده بود که در زمین گذشته به دست نمیآمد!
همه حاضران نتوانستند کاری جز نشان دادن حالتی عجیب به بای دلان کنند. مرد کنار آنها تنها کسی بود که تا آخر کاملاً مطمئن بود پسرش زنده است و حتی با اطمینان گفت که اگر بای زهمین هنوز زنده است، اکثر گروه اکتشاف هم باید خوب باشند. اما هیچکس او را باور نکرد و سخنان او را به دل نگرفت و فکر کردند که او به سادگی واقعیت ظالمانه را انکار میکند و حاضر به پذیرش مرگ فرزندانش نیست.
اما هیچ چیز نمیتواند دورتر از حقیقت باشد…. بای دلان نه تنها واقعیت را انکار نکرد، بلکه به نظر میرسید که او در واقع دلایل خود را برای گفتن آنچه گفته بود دارد.
در واقع بای دلان در میان همه حاضران از ورود پسرش و همچنین کشتی جنگی عظیم زیر پایش ناباور و شگفت زده شد. اگرچه او نیز از دیدن پسرش شخصاً آسوده خاطر شد و در نهایت تأیید کرد که بای زهمین زنده برگشته است، بای دلان حداقل ۹۰ درصد مطمئن بود که اوانجلین دروغ نگفته است، زیرا فردی به قدرتمندی او نیازی به دروغ گفتن ندارد.
علاوه بر این، با قضاوت بر اساس حالت آرام و مطمئن در صورت پسرش، بای دلان ۱۰۰٪ مطمئن بود که منگ چی زنده است، بنابراین، آخرین نگرانی او در نهایت برطرف شد.
بای زهمین متوجه شد که افراد داخل ساختمان از شوک یخ زده بودند و فقط پدرش حالش نسبتاً خوب بود. حتی اوانجلین به تازگی آرامش خود را به دست آورده بود و پس از تکان دادن سر به سمت او به سادگی به سایهها بازگشت، زیرا از بودن در کنار تعداد زیادی از مردم احساس راحتی نمیکرد. به خصوص با وو کهچیان و سان یون که میتوانند امنیت او را تهدید کند.
به دلیل خطرناک بودن این سفر و به دلیل فرصتهای بزرگی که در طول مسیر با آنها مواجه شدند، گروهی از افراد در داخل ناوشکن آسمان واقعاً قدرتمند بودند و در میان آنها افرادی بودند که حداقل در سطح و مرتبه بالاتر از اوانجلین در گذشته بودند، اوانجلین سومین فرد قدرتمند بود که درست زیر بای زهمین و به سختی پایینتر از شانگوان بینگشو بود، اما اکنون احتمالاً به سختی میتواند وارد ۵ نفر برتر شود، مگر اینکه او جان خود را حتی در یک نبرد دوستانه به خطر بیاندازد.
اوانجلین در حال حاضر سطح ۵۰ بود و در میانه ماموریت موفقیتآمیز خود بود. اگرچه او یک موجود مرتبه اول بود، اما اوانجلین قطعاً توانایی این را داشت که با استفاده از استعداد خود بهعنوان یک قاتل و انعطافپذیری اخروی، با دشمنان مرتبه دوم مقابله کند. با این حال، اگر نمیخواست در رتبهبندی قدرت عقب بماند، باید سخت کار میکرد.
بای زهمین اطراف را بررسی کرد و نتوانست جلوی اخم کردن خود را بگیرد. او میتوانست بخش خوبی از پایگاه را از موقعیت فعلیاش ببیند و متوجه شد که دستکم چند هزار بازمانده وجود داشتند که با شوک به آسمان نگاه میکردند. برخی از بازماندگان حتی زانو زده بودند و مشغول دعا بودند در حالی که دیگران از ترس گریه میکردند یا مستقیماً غش کرده بودند زیرا احتمالاً فکر میکردند در شرف نابودی هستند.
بای زهمین به عقب نگاه کرد و با صدایی عمیق گفت: «خاله سان، میشه لطفا به من بگی کجا میتونم این...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
