جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 716
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۱۶: افتادن در تله
کانگ لان زمانی که حرکات زامبی مرتبه دوم برای لحظهای کوتاه متوقف شد از فرصت استفاده کرد. او عصای جادویی خود را تکان داد و همزمان با عقب نشینی، آنچه را که به نظر میرسید یک دانه سیاه کوچک بود پرتاب کرد.
کانگ لان یک دستش را رو به جلو گرفت و در حالی که عصایش را تکان میداد با صدای بلند فریاد زد: «قلب خوار!»
یک دایره جادویی در نوک عصای جادویی ظاهر شد و بلافاصله یک ابر زیبای بنفش رنگ به بیرون منفجر شد. مه اطراف را فرا گرفت و در یک لحظه زامبی مرتبه دوم و تمام موجودات نزدیک به زامبی را فرا گرفت.
انفجار!
دانه سیاه کوچک منفجر شد و تودهای از هاگهای سیاه فواره مانند در غبار بنفش ذوب شدند. زمانی که زامبی مرتبه دوم به آرامش رسید، ارگانیسم او قبلاً مقدار زیادی سم جذب کرده بود.
«فریاد زدن!»
زامبی در حالی که از شمشیر خود برای بریدن دور بدنش به صورت دایرهای گسترده استفاده میکرد، با عصبانیت غرش کرد.
انفجار!!!
غبار بنفش با لکههای سیاه به سرعت بیرون رانده شد و کانگ لان مجبور شد حتی بیشتر عقبنشینی کند، زیرا بدن او به تیغههای باد ناشی از ضربه دشمنش برخورد کرد.
با این حال، حالت چهره کانگ لان آرام و متین بود. وقتی متوجه شد که چگونه قسمتی از صورت زامبی مرتبه دوم شروع به تغییر رنگ کرده است، چشمان تیره او به طرز عجیبی برق زد.
زامبی قبل از اینکه با سرعت رعد و برق به سمت انسان پیش روی خود حرکت کند، با عصبانیت غرش کرد: «زن انسان، تا زندهای تاندون هایت را میشکافم و میخورم!»
کانگ لان در سکوت حرکت صاعقه را فعال کرد و شروع به جنبش در سراسر میدان جنگ کرد، زیرا او مهارتهای مختلف را دائماً فعال میکرد.
زامبی مرتبه دوم قطعا سریعتر بود، اما کانگ لان حیلهگر بود. او در میدانهای جنگ مختلف ترکیب شد و پس از استفاده از مهارتهایی مانند فلج خواب و غیره، از دشمنانش به عنوان سپر استفاده کرد، که زامبی مرتبه دوم را مجبور کرد تا برای کشتن آنها و ادامه حرکتش، کمی وقت تلف کند.
کانگ لان میدانست که به زودی از او سبقت میگیرد، اما نگران نبود. به بالای شانهاش نگاه کرد، متوجه شد که حدود یک چهارم سر زامبی با نقاط سیاه رنگ بنفش شده است.
در یک میدان جنگ دیگر، فو شوفنگ و نانگونگ یی دست به دست هم دادند تا با یک مار جهش یافته مرتبه دوم مبارزه کنند. نانگونگ یی مسئول متوقف کردن حرکات جانور بود، زیرا تنها ویژگی خوب او در حال حاضر دفاع بالای او بود در حالی که فو شوفنگ در اطراف بدن این موجود که ۱۵۰ متر طول داشت ظاهر و ناپدید میشد.
اگرچه فلسهای مار بسیار سخت بود و مایع عجیبی در اطراف بدنش وجود داشت که آسیب زدن به آن را برای فو شوفنگ دشوار میکرد اما چندین بریدگی خونی در پشت حیوان دیده میشد. «هی، نانگونگ یی!»
« مشکل چیه؟!»
«از دم ضربه نخور!»
« بچه، فکر میکنی این پیرمرد اینو نمیدونه؟!»
بدن نانگونگ یی در حالی که با نیشهای قوی و ضربههای سر جانور میجنگید، با زخمها پوشیده شده بود. اما او اهمیتی نمیداد ، تا زمانی که از دم اجتناب میکرد همه چیز خوب میشد.
به آرامی، مار مرتبه دوم شروع به از دست دادن خون بیشتر و بیشتری کرد. تقریباً ۱۰ دقیقه بعد، اثری از خستگی در چشمان جانور میدرخشید در حالی که با احتیاط به نانگونگ یی نگاه میکرد و محیط اطراف را در تلاش برای یافتن انسان گریزان دیگر و علت وضعیت فعلی اسکن میکرد.
نانگونگ یی نفس نفس میزد و تقریباً ۶۰ درصد از فلس های طلایی پوشاننده بدن او در اثر حملات مار جهش یافته مرتبه دوم شکافته شده بودند. تنها چیزی که نانگونگ یی از آن سپاسگزار بود این بود که این جانور به نظر هیچ گونه اسیدپاشی نداشت و تنها ویژگی آن سم بود، اما نانگونگ یی قبلاً برای این نوع دشمن پادزهر مصرف کرده بود.
سووووش!
نانگونگ یی با دیدن مار جهش یافته که دوباره به سمت او حرکت میکند، دندانهایش را به هم فشرد و جلو رفت تا با آن روبرو شود.
...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

