فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 732

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۷۳۲: انسان‌های تبدیل‌شده در حال خرد کردن گابلین‌ها!

واکنش شانگوان بینگ‌شو پس از دستور برای کشتن گابلین‌ها فریاد جنگی نبود، دور از آن، سکوت بود. مردم آنجا با تردید به یکدیگر نگاه کردند که گویی نمی‌دانستند چه کنند. این واکنش باعث شد که او بیشتر از عصبانیت احساس گیجی کند…. انگار آدم‌های مقابلش جنگجو نبودند.

اما چنین چیزی نباید امکان پذیر باشد…. نه، غیرممکن بود.

در چشمان شانگوان بینگ‌شو اصلاً معنی نداشت.

این به این دلیل بود که گروه تقریباً ۲۵۰۰-۲۶۰۰ نفری که در مقابل او قرار داشتند شامل موجودات مرتبه اول بود!

حتی یک مرتبه دوم در مقابل نیروها ایستاده بود!

بای زه‌مین چجوری این همه مرتبه اول به دست آورده بود! نه، مهم‌تر از آن... او این همه تکامل دهنده‌های روح را کجا پنهان کرده بود؟! ذهن شانگوان بینگ‌شو در هرج و مرج بود، اما او می‌دانست که این زمان یا مکانی برای پرسیدن سؤال نیست که یعنی همه شک‌ و تردید‌های او باید منتظر بمانند.

حالا اما مشکل چیز دیگری بود… چرا این افراد حرکت نمی‌کردند؟

البته، شانگوان بینگ‌شو هیچ راهی برای دانستن اینکه این افراد واقعاً از نظر فنی انسان‌های عادی هستند، نداشت. این تکامل دهنده‌های روح که در مقابل او قرار داشتند تا چند ساعت پیش زامبی بودند، اما به لطف قدرت بتکده بی‌حد و مرز بای زه‌مین، پس از بازگشت رکوردهایشان به حالت عادی، انسانیت خود را بازیافتند.

این اولین باری بود که بای زه‌مین این همه زامبی را دوباره به انسان تبدیل می‌کرد، بنابراین چیزهای زیادی در مورد نحوه کار آن‌ها نمی‌دانست. به هر حال، می‌توان گفت که او نسبت به قدرت بتکده بی‌حد و مرز، با محدودیت‌های فعلی و ویژگی‌های پنهان آن، تازه کار و بی‌تجربه بود.

زامبی‌های طبقه‌بندی نشده، حدود ۱ روز تب می‌کردند قبل از اینکه به آرامی بهبود یابند و به هوش بیایند. با این حال، این انسان‌های تبدیل شده خاطرات زندگی خود را به عنوان زامبی حفظ نمی‌کردند.

به نظر می‌رسید که چیزها با مرتبه اول متفاوت است.

به جای اینکه برای مدت طولانی بیهوش باشند، زامبی‌های مرتبه اول و مرتبه دوم فقط حدود ۳۰ دقیقه قبل از بیدار شدن بیهوش بودند. علاوه بر این، یک تفاوت نه چندان کوچک دیگر این بود که این زامبی‌ها خاطرات خود را از زمانی که به عنوان زامبی زندگی می‌کردند به دست آوردند، زیرا برخلاف زامبی‌های طبقه‌بندی نشده، حداقل سطحی از عقل داشتند. این بیشتر برای مرتبه دوم صادق بود.

همه این انسان‌های تبدیل شده تصمیم گرفته بودند از بای زه‌مین پیروی کنند. از جمله زامبی مرتبه دوم که قبلا آن‌ها را رهبری می‌کرد. دقیقاً به همین دلیل بود که آن‌ها را به سلاح و زره مجهز کرد و با شادی آن‌ها را در حزب خود پذیرفت.

بالاخره چطور می‌توانست قبولشان نکند و خوشحال باشد؟ این یک ارتش بزرگ از تکامل دهنده‌های روح بسیار قدرتمند بود. بیشتر انسان و اندکی زامبی!

اما چیزی که بای زه‌مین آن را حساب نکرده بود و چیزی که او به دلیل شرایط کنونی نادیده گرفته بود، این بود که در حالی که این انسان‌های دوباره تبدیل شده بدون شک قدرتمند بودند، آن‌ها هرگز واقعاً به میل خود نجنگیده بودند. حداقل نه به عنوان انسان. این یک موضوع تا حدودی گیج کننده بود، اما در میان رکوردهای نژاد زامبی، مبارزه تا مرگ عادی بود، در حالی که ترس از مرگ به شدت بستگی خود فرد داشت و از فردی به فرد دیگر در رکوردهای نژاد بشر متفاوت بود.

در زمانی که شانگوان بینگ‌شو به این فکر می‌کرد که آیا باید یکی را مجازات کند تا به بقیه آن‌ها در مورد عواقب نافرمانی از یک مافوق در میدان جنگ هشدار دهد، زیرا به طور عجیبی به نظر می‌رسید که بای زه‌مین وقت نداشته باشد که قوانین را به طور واضح توضیح دهد. تنها مرتبه دوم در میان آن‌ها پا پیش گذاشت.

زامبی مرتبه دوم سابق، یو فنگ، برای لحظه‌ای بی‌صدا به دست بریده‌اش نگاه کرد. این همان دستی بود که بای زه‌مین قبلاً در زمانی که هنوز یک زامبی بود قطع کرده بود. بعد از چند ثانیه، یو فنگ سرش را بلند کرد و به انسان‌های تبدیل شده مقابلش نگاه کرد. همه آن‌ها همان حالت پیچیده و پر تردیدی را داشتند که او چند لحظه پیش داشت.

ی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی