فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 756

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۷۵۶: تولد دختر و وضعیت تصادفی (قسمت ۳)

بعد از یک ساعت، صورت بای زه‌مین به اندازه یک ملحفه رنگ پریده و دیدش تار شده بود، بنابراین چاره‌ای جز این نداشت که به پشت تکیه دهد و پشتش را به پشتی مبل بگذارد.

«... اون کوچولو هنوز داره ماناتو قورت میده؟» شانگوان با صدایی آهسته پرسید اما غیرممکن بود که حیرت خود را پنهان کند چون چشمان آبی او به تخم خاکستری آهنی در آغوش بای زه‌مین قفل شده بود خیره شده بود.

«به نظر می‌رسه ما اشتهای اون رو دست کم گرفتیم.» بای زه‌مین با صدایی خسته پاسخ داد.

او مانای خود را به زندگی کوچک درون تخم می‌داد، اما بای زه‌مین انتظار چیزی شبیه به آنچه را که در حال حاضر تجربه می‌کرد را نداشت. ذخایر مانا او برای یک موجود مرتبه اول بسیار زیاد بود. با این حال، حتی با ۸۰۰+ امتیاز کل مانا، به نظر می‌رسید که کافی نبود.

«احساس می‌کنم که یک سیاهچاله می‌خواد من رو کامل ببلعه.» بای زه‌مین به زور لبخندی زد و به آرامی سرش را تکان داد و با خستگی گفت: «با این سرعت، من مجبور میشم از احیای مجدد استفاده کنم»

در صورت امکان، بای زه‌مین نمی‌خواست از همپوشانی مجدد در این وضعیت استفاده کند. دومین فعال سازی مهارت احیای مجدد او عملاً راه نجات اصلی‌اش بود، و در حالی که همه چیز در حال حاضر آرام بود، هیچ کس واقعاً نمی‌دانست که در لحظه بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد.

اینجا زمین گذشته نبود، همه می‌دانستند که از یک ثانیه به بعد یک دشمن وحشتناک می‌تواند در دروازه‌های پایگاه ظاهر شود و یک قتل عام بی‌رحمانه را آغاز کند. بنابراین، تمام قدرتمندترین و ۱+ ساعت مهارت‌های باز استفاده هر تکامل‌دهنده روح برای لحظه‌های بحران واقعی در نظر گرفته شده بود و هیچ‌کس به طور معمول از آنها استفاده نکرد.

«این.. «شانگوان لحظه‌ای در فکر فرو رفت تا به راه حلی فکر کند.

چشمانش ناگهان روشن شد و بلافاصله ایده خود را به بای زمین گفت: «چطوره که تخم مرغ رو به من بدی تا بتونم اون رو در حالی که تو استراحت می‌کنی مانا تهیه کنم و اجازه بدم مانای تو به آرامی بهبود پیدا کنه؟ به این ترتیب، اگر ذخایر مانا ناکافی باشه، تو در حال حاضر کاملاً شارژ میشی. شاید تو نیازی به استفاده از احیای مجدد نداشته باشی پس...»

چشمان بای زمین مانند شانگوان روشن شد و سریع سرش را تکان داد: «این ایده خوبیه! مانا تو باید بالاتر از من باشه پس باید بتونی بیشتر از من مقاومت کنی. تو باید بتونی حداقل چند صد مانا رو بازیابی کنی.»

بدون تاخیر بیشتر، بای زه‌مین تخم مرغ خاکستری فلزی را به شانگوان داد و آن را با دقت در دستانش گذاشت.

هیچ یک از آنها در هنگام لمس دستانشان هیچ واکنشی نشان ندادند، و وقتی بای زه‌مین منبع مانا را قطع کرد، شانگوان بلافاصله شروع به خرج کردن او کرد و این بار از مانا به‌عنوان غذا استفاده کرد و بنابراین به او اجازه می‌دهد تا کمی بهبود یابد.

زمان به سرعت می‌گذشت، گهگاه آن دو در مورد چیزهای مختلف با هم صحبت می‌کردند، اما اکثراً سکوت می‌کردند و صدای همراه آن وزش باد به پنجره‌های بسته و آب استخر در چند متری اتاق نشیمن بود.

وقتی دو نفر در یک اتاق تنها بودند و مدت زیادی در سکوت ماندند، طبیعی بود که هر دوی آنها کمی مضطرب و حتی از سکوت ناراحت شوند. با این حال، این مورد برای بای زه‌مین و شانگوان صادق نبود.

برای شروع، هر دوی آنها افرادی بودند که برای کلمات به روش خاص خود ارزش قائل بودند و وقتی چیزی مهم برای گفتن یا چیز جالبی برای گفتن وجود نداشت ترجیح می‌دادند سکوت کنند. علاوه بر این، آن دو خیلی راحت در سکوت نزدیک به هم نشستند، که بین دو نفر بسیار نادر بود. به خصوص که آنها از جنس مخالف بودند.

از نظر خیلی‌ها این که دو نفر حرف نمی‌زدند و سکوت می‌کردند نشان از بی‌اعتمادی بود. با این حال، بای زه‌مین آن را اینطور نمی‌دید.

اما بای زه‌مین، این واقعیت که او و شانگوان بینگ شو می‌توانستند از سکوت در حضور یکدیگر لذت ببرند، نشان می‌دهد که اعتماد بین آن دو به حدی رسیده است که کلمات برای درک یکدیگر لازم نبود.

اگر کسی نمی‌توانست در تنهایی با خودش راحت باشد، آن شخص هرگز در حضور دیگران راحت نخواهد بود. اگر دو نفر می‌توانستند در سکوت با هم راحت باشند، شکی نبود که اعتماد بین آن دو نفر به اندازه خود بهشت است.

پس از چند دقیقه سکوت، شانگوان دهان خود را باز کرد و با آرامش گفت: «دو روز پیش، زمانی که تو هنوز در کارگاه خودت بودی، با چن هه صحبت کردم.»

«اوه؟» بای ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی