مافیا در دنیای جادو
قسمت: 80
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۰ چه چیزی واقعا مهم است؟
وینسنت در جعبه فلزی در دودکش خانه ایستاد، تقریباً نفس خود را متوقف کرد و تا آنجا که ممکن بود بدن خود را ثابت نگه داشت تا جلب توجه نکند.
بعد از ۵ دقیقه ماندن در آنجا متوجه شد که کسی او را پیدا نکرده است، اما تصمیم گرفت مدتی بیحرکت بماند تا دشمنانش متوجه او نشوند.
هدف این سرقت آسیب رساندن به خانواده ای بود که جرأت کرده بودند علیه گروه او اقدام کنند. اما اگر دستگیر میشد یا در حال دزدی دیده میشد، مشکلات متعددی برایش به وجود میآمد.
تا زمانی که هیچ کس مدرکی دال بر کاری که او در آنجا انجام داده بود نداشت، وینسنت نمیتوانست علناً توسط نیروهای سلطنتی درگیر شود. اما اگر او را درحال ترک این مکان میدیدند، بلافاصله به عنوانبهعنوان یک جنایتکار شناخته میشد و به زودی میتوانستند جایزه ای بر سرش بگذارند.
در پادشاهی سیدِل برای سر جنایتکاران جایزه میگذاشتند و گهگاه دعوای بین شکارچیان جایزه بگیر یا حتی سایر جنایتکاران علاقه مند به آن جایزه در پادشاهی خبرساز میشد.
در همان زمان، نیروهای سلطنتی علناً افرادی را تعقیب میکردند که برای سرشان جایزه داشتند، که میتوانست تا حد زیادی مانع عملیات او شود.
'من تا صبح اینجا میمونم. تا اون زمان، گروه این خانواده گاردشون رو از این مکان پایین میارن، و من میتونم بدون جلب توجه اینجا رو ترک کنم.' در حالی که در جعبه فلزی مستقر شده بود فکر کرد.
...
در همین حال، گروه روری قبلاً منطقه اطراف محل سکونت پیترز را ترک کرده بود و از هم جدا شده و به نقاط مختلف شهر پراکنده شده بود.
نقشه آنها آنها ساده بود. به منطقه اطراف خانواده پیتر حمله کنید، صحنه ای برای توجیه منابعی که وینسنت دزدیده است ایجاد کنید، در حالی که او فضایی برای برداشتن آنچه میخواست و رفتن دارد.
در نقشه آنها آنها بخشی برای مبارزه با افراد خانواده پیتر نبود، بنابراین پس از حمله، همه بدون اینکه به عقب نگاه کنند از منطقه فرار کردند.
در این میان، مردان خانواده کوچک پیتر، مخالفان فراری را تعقیب نکردند، زیرا نگران دفاع از دست رفتهشان و احتمال حملات بیشتر بودند.
در جامعه ای که باید از دارایی خود محافظت میکردند، به این راحتی به خانه آنها آنها حمله شده بود!
همه در خانه برودی ...
کتابهای تصادفی


