مافیا در دنیای جادو
قسمت: 83
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۳ دستاوردهای بزرگ؟
وینسنت پس از ورود به املاک خود، به زودی توسط روری و قدرتمندترین فرد گروه همراهی شد.
روری در حالی که روی یکی از صندلیهای دفتر رهبر خانواده نشسته بود، پرسید: «وینس، این حرفا در مورد خانواده سیمونز چی بود دیگه؟»
وقتی روی صندلی نشست، وینسنت لبخند زد بدون ماسک فلزی قبلی. «وقتی یکم پیش وارد طاق خانواده پیترز شدم، اسناد توافق جادویی این خانواده با خونه سیمونز رو دیدم.»
«اوه؟»
«اونا با این خانواده توافقاتی دارن؟»
«اما اگه این درست باشه... رئیس، چرا اونا رو ندزدیدی؟» یکی از مردها در حالی که روری فهمید صحبت دوستش از کجا آمده بود، پرسید.
وینسنت چشمانش را بست و گفت: «این یه جامعه ظاهریه که اونطور که تو فکر میکنی به راحتی کار نمیکنه، جاشوا. اگه اون اوراق رو دزدیده بودم، برام بیفایده بودن. اگه سعی میکردم ازشون در ملاء عام استفاده کنم، دزد محسوب میشدم و کل گروه ما با نگهبانی محلی به مشکل بر میخورد. در عین حال، آیا ما همچنان یه گروه قابل اعتماد باقی میموندیم که بتونیم برای محافظت از مشاغل محلی استخدام بشیم؟»
روری سری تکان داد و گفت: «اگه وینسنت اونا رو دزدیده بود، هرگز نمیتونستیم از اون کاغذها استفاده کنیم. اما میتونیم اونا رو با اون احمق معامله کنیم...»
«هوم.» وینسنت لبخند زد. «ما میتونیم به این وضعیت پایان بدیم و نه تنها اون اوراق، بلکه راهی برای استفاده از اونا بدون اینکه عموماً بهعنوان راهزن شناخته بشیم، به دست بیاریم.»
وضعیتی که در آن قرار گرفته بودند، راحت نبود. این بدان معنی بود که آنها در بنبست گیر کرده بودند، و بهنظر میرسید قبل از اینکه وینسنت این پیشنهاد جایگزین را بیاورد، فقط گزینهی نبرد در پیش روی آنها بود.
با این مبادله، نه تنها چیز مفید و ارزشمندی برای گروه به دست میآوردند، بلکه میتوانند بدون درگیری، بدون نیاز به کشتن برودی و ریسکهای بزرگتر، به مشکل پایان دهند.
این بهترین جایگزین نه تنها برای آنها بلکه برای خانواده پیترز بود!
«جکس معاملهای رو که من پیشنهاد میکنم انجام میده. اون چارهای نداره.» وینسنت با اطمینان گفت. «با این کار حتی بعد از آزاد کردن برودی راهی برای تهدید خانواده پیترز خواهیم داشت. این ما رو برای چند هفته آینده ایمن نگه میداره.»
روری پرسید: «نمی خوای از ای...
کتابهای تصادفی
