مافیا در دنیای جادو
قسمت: 92
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۲ در املاک بارون؟
«بارون ایروین؟ میخوای با بارون دیگهای معامله کنی برادر؟» نینا با علاقه پرسید.
او علاقه زیادی به تجارت خانوادگی داشت. با این حال، برادرش همیشه هنگام صحبت در مورد چنین چیزهایی با او بسیار مرموز بود.
با این حال، او بهعنوان فردی با نقاط ضعف مختلف که ممکن است آینده امیدوار کنندهای نداشته باشد، میخواست تجارت خانوادگی را یاد بگیرد و سعی کند به نحوی به برادر بزرگترش کمک کند.
نینا از سالها پیش تاکنون درست راه نرفته بود. در آن زمان، یک پزشک مرحله سوم به اندرو چیزهای نگران کنندهای در مورد آینده او گفته بود. پس از سالها، او و وینسنت کم کم یاد میگرفتند که در عمل با برخی از این مشکلات کنار بیایند.
اما توانایی نینا برای بازسازی و سازگاری بالاتر از آن چیزی بود که دکتر فکر میکرد. پس از سالها، او مقداری از تحرک خود را به دست آورده بود. مهارتهای حرکتی او در میان بسیاری از پیشرفتهای دیگر، بسیار بهبود یافته بود. حتی کنترل مانا او در آن سالها سر به فلک کشیده بود!
تنها چیزی که بهبود نیافته بود، شنوایی او بود.
اما حتی با تحولات مختلف، نینا خودش متوجه شد که از نظر جادویی با همسالانش تفاوت زیادی دارد و توقع زیادی برای گرفتن جواهر جادو ندارد.
هیچکس نیازی به بازگویی آنچه دکتر سالها پیش به اندرو گفته بود نداشت. نینا خودش این را احساس میکرد و میخواست از راههای دیگری به برادرش کمک کند.
متأسفانه وینس بنا به دلایلی نمیخواست او در امور خود دخالت دهد.
وینس به خواهرش پاسخ داد: «بله. ببینم فرصتی برای توافق باهاش وجود داره یا نه.»
«برادر توافق با این شخص چه ربطی داره؟ با مشتریای دیگهمون مشکل پیدا کردیم؟» نینا این موضوع را تحت فشار قرار داد، زیرا میدانست که به همان اندازه که تجارت با بارونها ضروری است، برای کسی که قبلاً با نیم دوجین بارون معامله کرده است، ایده آل است که به یک ویسکونت نزدیک شود.
«مشکلی نیست نینا. نگران نباش، فقط به مطالعه و تفریح ادامه بده.» وینس به او لبخند زد.
او میخواست که نینا زندگی آرام و بیدغدغهای داشته باشد. به همین دلیل از کاری که با روری و مردانش میکرد صحبت نکرد، چه برسد به اینکه حاضر باشد هنرش را به او بیاموزد.
ممکن است کسی فکر کند که خوب است که او به نینا ...
کتابهای تصادفی
