مافیا در دنیای جادو
قسمت: 99
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۹: حمله دشمن
هنگامی که وینسنت برای نجات گروهش برخاست، زرهی کمی متفاوت از قبل ساخت.
همانطور که او میدوید، سازههایی که قبلاً وجود نداشتند روی قاب فلزی این زره ظاهر میشدند، با الگوهای جدید در گوشه و کنار زره.
وینسنت تغییراتی را تشخیص داد و به دلیل تمرینی که اخیراً انجام داده بود تفاوت را مشاهده کرد.
'الان احساس محکمتری داره... هوم، عالیه. حتی بدون اینکه روش تمرکز کنم، قدرتهام به طور طبیعی چیزی با کیفیت بالاتر رو توسعه دادن.' همانطور که از قبل صورتش را پوشانده بود فکر کرد و از پشت بامهای این قسمت از شهر دوید.
بهبود ساختار زره او به اندازه کافی حیاتی نبود که او به عنوان یک نابغه در طراحی آن شناخته شود. اما این یک پیشرفت قابل توجه برای او بود و اگر بنسون اکنون او را میدید، خوشحال میشد.
این پیشرفت کوچک برای کسی در سطح وینسنت تفاوت بزرگی ایجاد میکرد!
وینسنت این را در ذهن داشت و انگیزه بیشتری برای ادامه پیشرفت خود قبل از آهنگری پیدا کرد. اما همانطور که حرکت میکرد و حس آزاردهندهای را احساس میکرد، نمیتوانست افکار مربوط به آهنگری را در ذهن خود نگه دارد.
وقتی به فاصله دهها بلوک از مقر سازمانش رسید، وینسنت میتوانست درخشش متفاوتی را در آن قسمت از میلفال ببیند و آسمان پر از دود بود.
میلفال مساحت نسبتاً وسیعی برای شهری ۶۰۰۰۰ نفری داشت. مرکز شهر با مساحتی نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر مربع، چند دقیقه با حومه فاصله داشت.
وینسنت در یکی از مناطق بیرونی شهر بود. با این حال، حتی از دور، میتوانست ببیند که چیزی در حال رخ دادن است.
سرمای اواخر غروب و صداهای عجیبی که در غروب بهسختی میتوان شنید به او رسید و او اخم کرد.
'لعنتی! باید عجله کنم!' او فکر کرد همانطور که احساس میکرد گروهش در خطر است.
ناگهان مقداری از فلز بدنش را کنترل کرد و تیغه ای بزرگ اما بسیار نازک را تشکیل داد.
روی آن پرید و پرواز کرد!
وقتی این کار را کرد، برای لحظهای احساس عجیبی کرد، زیرا هرگز پرواز نکرده بود، چه برسد به اینکه با حمل بدن خود روی آن تیغه آشنا باشد. اما دستکاری این تیغه از همان اصولی پیروی میکرد که از آن برای دستکاری مصنوعات فلزی برای حمله به دشمنان استفاده میکرد.
او به جای استفاده از دشمنان، از نقاط مقابل استفاده کرد تا درحالیکه وزن بدن خود را تحمل میکرد، تیغه را به پرواز در آ...