مافیا در دنیای جادو
قسمت: 207
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 207 پیشرفت
در یک میخانه در میلفال…
در آن لحظه گروهی از مردان میانسال با لباسهای کثیف مانند کارگران عادی، دور یک میز چوبی پر از لیوان و بطری نشسته دبودند.
این مردان سیگار و لیوان در دست داشتند. برخی لبخند می زدند، برخی دیگر در حال خوردن تنقلات بودند، اما همه با نشاط در مورد کارمای تاریخی که میلفال تجربه کرده بود صحبت می2کردند.
یکی از آنها گفت: «دزدای اموال اروین حتما از خود مردم عادیان. کارشون برقراری عدالت بود!»
کارگر دیگری که چند روز گذشته را در حومه شهر گذرانده بود و فقط عصر امروز برای اطلاع از این موضوع وارد شهر شده بود، گفت: «این اولین بار توی زندگیمه که میبینم اشراف از یه چیزی رنج میبرن! فکر میکردم هیچوقت این شانس رو بهدست نمیارم که ببینم این آشغالا به بدبختی و فلاکت میرسن، اما حالا همه چیز تغییر کرده. با کاری که دزدای خانواده اروین کردن، حداقل میدونیم که این کار شدنیه.»
به طور معمول، اشراف تنها به دیگر اشراف یا جادوگران در سطح بسیار بالاتر میبازند. اما تا آنجایی که آنها میدانستند، کسانی که به خانواده اروین حمله کرده بودند، خیلی قویتر از برخی از محافظان بارون اروین نبودند.
قدرت این گروه از راهزنان نه تنها بالا نبود، بلکه موفق شده بودند بدون اینکه ردی از خود برجای بگذارند فرار کنند!
این مهمترین چیز بود. این گروه با سرقت از خزانه آن خانه، واقعاً کمک بزرگی به جامعه مردمی کرده بود که تا به امروز فقط اموال خود را از دست داده و مورد ظلم واقع شده بودند.
با وجود اینکه این مردم چیزی بهدست نیاوردند، اما احساس میکردند که وزن سرکوب هر روزه توسط خانوادههایی مانند اروین در نهایت کم شده است!
_اگه میدونستم اونا کیان، هر کاری از دستم بر میاومد برای کمک بهشون انجام میدادم.
یکی از مردان این را به خود گفت درحالیکه تصور میکرد همه افراد هم طبقه خودش از این دزدان حمایت میکنند.
با فکر یک شورش، یک انقلاب، این مرد به خود لرزید، اما آگاه بود که اینکار چقدر دشوار خواهد بود.
تصور دنیایی که دیگر مجبور نباشند مدام در زندگی شکست بخورند واقعا سخت بود!
این ایالت دارای عدالت و سیستمی از قوانین با مجازاتهای قابل پیش بینی بود. اما مانند برخی از مکانهای روی زمین، قوانین این دنیا فقط برای افراد متوسط اعمال میشود.
...کتابهای تصادفی

