تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 182
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۸۲: گودال
دوریس با عصبانیت بر سر نوآ فریاد زد: «ولی قرارم نیست که کار شکارچیای دیگه رو خراب کنیم!»
آب همچنان از آسمان میبارید، نوآ با سردی به زن که او را سرزنش میکرد نگاه انداخت و گفت: «حالا که چی؟»
نوآ واقعا به این اهمیت نمیداد که اعمالش دیگران را به خطر یا دردسر بیاندازد. از دید او، اگر برای رویارویی با موقعیتهایی که در آن جانوران رتبه ۴ وجود دارد به اندازه کافی قوی نباشید، از ابتدا نباید به آنجا میآمدید.
«تو باید ضرر من رو جبران کنی! من میگم سهمیه یک ماه برای آروم کردن اوضاع کافیه...»
دوریس با گفتن این کلمات لبخند زد.
«اون میخواد بهش پول بدم؟ من فکر میکردم که فقط اشراف میتونن تا این حد ساده لوح باشن.»
ظاهر او شبیه یک مرد جوان بود، اما او به وضوح هاله یک تهذیب کننده قوی را از خود بیرون میداد و درخواست غرامت کردنش به این شکل، نشان میداد که نوآ بهوضوح دست کم گرفته شده.
«از وقت باقی مونده در اینجا لذت ببر، من به اون سمت میرم.»
نوآ به او این پاسخ را داد و دوباره بالهایش را باز کرد تا به شکارش ادامه دهد.
«صبر کن، قوانین کاملاً این وضعیت رو توصیف میکنه! اگه شکارچی بخواد منطقه شکار بقیه تهذیبکنندههای صنف رو خراب کنه باید با ثروت خودش به بقیه غرامت بده.»
نوآ ایستاد، او واقعاً قوانین صنف را نخوانده بود و باور نمیکرد که آنها اینقدر سختگیر باشند، بنابراین برای بررسی آنها به خود زحمتی داد.
بعد از چند ثانیه فکر، سرش را بالا گرفت تا با زن روبرو شود.
«برام مهم نیست...»
باران بی وقفه میبارید و گودالهای بزرگی را در زمینی که آنها در آن ایستاده بودند ایجاد میکرد.
یکی از آن گودالها خودش را به آب باتلاق متصل کرده و دوریس هم پایش را در آن گذاشت تا نوآ را تعقیب کند. چون او دوباره برگشته بود تا راهش را ادامه دهد.
«ای تازه کار احمق! تو باید قوانین رو رعایت کنی وگرنه...!»
کتابهای تصادفی