فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2053

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 2053: بخش پایانی

خواب‌آلودگی خفیفی ذهن نوآ را فرا گرفت، اما او در برابرش مقاومت کرد. بدنش می‌خواست فوراً پیشرفت کند، اما در سطح برتر، جایی که منطقه‌ای امن وجود نداشت، نمی‌توانست به خود اجازه چنین کاری بدهد.

در همین حال، دست‌های عظیم همچنان بخش بزرگی از آسمان را اشغال کرده بودند. هیولا به‌تدریج در حال فشرده شدن و بازگشت به شکل کروی خود بود. این واقعه آخرالزمانی هنوز به پایان نرسیده بود و نوآ می‌دانست که تا پیش از اتمام این نبرد، فرصتی برای رسیدگی به مراکز قدرتش نخواهد داشت.

شهر نارنجی آرام‌آرام کوچک شد و در میان طوفان‌ها ناپدید گشت. وظیفه‌اش به پایان رسیده بود و حالا باید برای تصاحب هیولا آماده می‌شد. با این حال، حاکمان قدیمی اجازه دادند هیولا مدتی بیشتر با آسمان و زمین درگیر شود، پیش از آنکه خودشان دوباره وارد میدان شوند.

آسمان و زمین از اعلامیه مغرورانه و سرکشانه‌ای که نوآ و همراهانش صادر کرده بودند خوششان نمی‌آمد، اما در حال حاضر مسائل مهم‌تری برای رسیدگی داشتند. هرچند شهر نارنجی رفته بود، اما هیولا هنوز زنده بود و خشم و قدرت آن چیزی نبود که بتوان نادیده گرفت.

هیولا به‌آرامی خود را جمع کرد. توده‌های شکسته‌اش دوباره به هم پیوستند و شعله‌ها و جریان‌های پراکنده‌اش در حال بازسازی شکل کروی نا‌متقارن آن بودند. دست‌های عظیم در طول این فرآیند بی‌حرکت ماندند، اما همچنان از آسمان انرژی جذب می‌کردند و منتظر بودند تا هدف خود را بازیابند.

شافو نوآ را به نقطه‌ای دورتر از محدوده دستان هدایت کرد. نوآ با خواب‌آلودگی ذهنش مبارزه کرد، از تقویت جنبه‌هایش دست کشید و اجازه داد کریستال سیاه کنترل فرآیندهای درونی بدنش را بر عهده بگیرد. به نظر می‌رسید که بدنش در آستانه خلق پیله‌ بود، اما مرکز قدرت چهارم مانع این اتفاق شد؛ چراکه شرایط فعلی هنوز بسیار دورتر از ایده‌آل بود.

وقتی هیولا دوباره متراکم شد، همه چیز ناگهان سفید شد. نوآ فوراً از قدرت دنیای تاریک استفاده کرد، اما هیچ‌چیز به سمت او نیامد. لحظاتی بعد که دیدش بازگشت، موجود تهی را در وضعیتی به‌مراتب بدتر از قبل دید.

بخش زیادی از سیاهی هیولا پراکنده شده بود. ضدجهان او به توده‌ای نامنظم تبدیل شده بود که دیگر نمی‌توانست فرم فشرده‌اش را حفظ کند. با این وجود، آسمان و زمین متوقف نشدند و به‌زودی بار دیگر سفیدی همه جا را فرا گرفت.

هیولا پس از پراکنده شدن سفیدی تلاش کرد غرش کند، اما صدایش ضعیف بود. رشد او به‌عنوان یک ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی