سیستم خوناشامی من
قسمت: 392
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
راه خروج
پس از جستجویی بی پایان، واقعاً به نظر می رسید که هیچ راهی برای خروج از آن مکان وجود ندارد. اصلاً انتظار چنین چیزی را در دنیای خون آشام ها نداشتند. همهشان در یک آزمایشگاه عجیب گیر کرده بودند.
سیا در حالی که به این فکر می کرد که چگونه در چنین دردسری افتاده از ذهنش گذشت: « قراره اینجوری بمیریم؟» اما درست زمانی که احساس می کرد قلبش می خواهد از سینهاش بیرون بزند، بغض گلویش از بین رفته و آرامشی در ذهنش حس کرده بود.
لایلا با لبخند پرسید: « خوبی؟»
سیا پاسخ داد: « آره... راستش... خیلی بهترم.»
وردن که کاملا ناامید شده بود، کنار یکی از درهای بزرگتر که به اندازه یک ون بود ایستاد. شمشیر سیاهش را بیرون کشید و با تمام قدرتش با شمشیر، به در ضربه زد. میدانست که فایدهای ندارد، اما آنها حتی نمیدانستند که چقدر در اتاق بودهاند و ترس از اتفاقات ناشناختهای که قرار بود برایشان بیفتد، در وجودشان رسوخ کرده بود.
او فریاد زد: « فقط... *بنگ* این در رو... *بنگ* باز... *بنگ* کن!»
چند لحظه بعد، پس از اینکه وردن از ضربه زدن به در خسته شد، صدای زوزه و جیغ موجودات، از بالای سرشان شنیده شد و کمی خاک از سقف پایین ریخت.
همگی خشک شده در جایشان ایستادند تا بالاخره زوزه ها قطع شد.
لایلا گفت: « شاید وقتی یک گله وندیگو بالا سرمون هستن، این کار جالبی واسه انجام دادن نباشه.»
دلیل اینکه همه از ترس، خشکشان زده بود؛ به خاطر میزان صدایی بود که می توانستند بشنوند؛ انگار که صد نفر آن بالا بودند و با اینکه ساختمانی که در آن بودند بسیار مستحکم به نظر میرسید، برای چند لحظه توانستند صدای قدم هایشان را بشنوند.
کوئین گفت: « خب، تموم شد. باید یه کاری بکنیم. نظرتون چیه که داخل بقیه اتاقا بریم؟ شاید آزمایش، دوباره شروع بشه و ممکنه تو اتاقای دیگه، چیزای متفاوتی پیدا کنیم که بتونه ما رو از اینجا خارج کنه.»
وردن پاسخ داد: « به نظرت ایدهی خوبیه؟ اگر آزمایشها دوباره شروع نشن چی؟ یا وقتی وارد یه اتاق دیگه بشی، از آزمایش شماره سه شروع بشه چی؟ ما حتی نمیدونیم چه اتفاقی ممکنه بیوفته. اینجا انگار برای بررسی نمونه ها استفاده میشده، درسته؟ خب، برای اینکه یه تست منصفانه داشته باشی چیکار میکنی؟ همه رو یکسان میکنی اما یک عامل رو تغییر می...
کتابهای تصادفی
