جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 65
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 65: حلقهی طرد
بای زهمین پس از آرام شدن، گوی زرد را از جیب کتش بیرون آورد و با شادی به آن نگاه کرد. «عزیزم تو رو داشت یادم میرفت. حالا ببینم این چیه.»
لیلیث با دیدن گرمایی که در حین نگاه کردن به گوی گنجینه در چشمانش وجود داشت، نمیدانست بخندد یا گریه کند. «چرا حس میکنم اون گوی رو بیشتر از من دوست داری؟»
صرفا با نارضایتی گفت: «همف، فقط وایسا و ببین باید چیکار کنی.» سپس گوی را با قدرت در دستانش خرد کرد.
چطور میتوانست هیجانزده نباشد؟ به هر حال این یک گنجینهی درجه جادویی بود!
-درخشش!
پس از یک درخشش شدید نور زرد، یک شئ جدید روی میز مقابل بای زهمین ظاهر شد. این شئ در واقع حلقهای برنز رنگ بود که حکاکیهای عجیبوغریب زیادی بر خود داشت و در نگاه اول چیز خیلی خاصی بهنظر نمیرسید.
بای زهمین اندکی حیرتزده شد. «یه حلقهی دیگه...؟» پس از آن با کنجکاوی شئ را برداشت.
[حلقهی طرد (گنجینهی درجه جادویی): این قدرت را دارد که عناصر ایجاد شده توسط چیزی را پس بزند. هنگامی که مجهز شود، بهطور خودکار جادو 15+ و مانا 15+ را افزایش میدهد. هرروز به مدت پنج دقیقه میتوانید از مهارت فعال فرآیند معکوس استفاده کنید.
فرآیند معکوس: مانعی ایجاد میکند که هر جسمی که به سمت شما شلیک میشود را مسدود میکند، دفع میکند و بدون در نظر گرفتن فاصله به سمت پرتابگر باز میگرداند. قدرت مانع به قدرت جادویی کاربر و جسم مسدود شده بستگی دارد. زمان استفادهی مجدد آن 12 ساعت است.]
بای زهمین تا حدودی متعجب ابرویی بالا انداخت. «اوه؟»
این آیتم به خودی خود خوب بود زیرا نه تنها در مجموع 30 امتیاز آماری را به او اختصاص داد بلکه مهارتی نیز همراهش بود ... اما این مهارت کمی عجیب به شمار میآمد، بنابراین بای زهمین تا زمانی که آن را امتحان نمیکرد راهی برای دانستن اینکه تا چه اندازه قدرتمند است نداشت.
خب الان وقتشه یه چیزی بخورم. هنگام جرقه زدن این فکر بیاخیار به لیلیث نگاه کرد، اما وقتی میخواست از او بپرسد که آیا او نیازی به غذا خوردن ندارد، ناگهان احساس کرد کمی احمقانه است، بنابراین تصمیم گرفت بیصدا برود.
او وجودی بسیار دور بود، چطور ممکن است به خوردن نیاز داشته باشد؟ او در این شش روزی که باهم ب...
کتابهای تصادفی



