مافیا در دنیای جادو
قسمت: 56
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۶: عناصر
جواهر جادویی وینسنت بسیار عجیب بود. اما همه چیز در این دنیا وجود داشت و هیچکس از کسانی که این بیداری را تماشا میکردند آیندهی او را به اندازه جوانانی که جواهرات سبز داشتند امیدوارکننده نمیدانستند.
وینسنت در حین رفتن فقط از دور توسط نمایندگان خانواده سلطنتی که به سمت جوانان بااستعداد رده سبزی که امروز ظاهر شده بود میرفتند، زیر نظر گرفته شد.
جوانانی بااستعداد سبز همیشه در بیداری ظاهر نمیشدند، اما در نهایت، چندتا از آنها در طول سال ظاهر میشد. امروز یک روز خوششانسی برای این ناظران بود و آنها به زودی یکی دیگر از اعضای آینده نیروهای خود را به دست میآوردند.
در میان جشن برخی از جوانان منطقه، به ویژه جوانی که توسط ارتش سلطنتی انتخاب شده بود، وینسنت از معبد خارج شد و با گروه خود در بیرون ساختمان ملاقات کرد.
روری خندان اما کاملاً کنجکاو در مورد فرم جادویی دوستش به او گفت: «بیدار کردن قدرتهای جادوییت رو تبریک میگم، وینس!»
دیگران بیداری وینسنت را تبریک گفتند اما چیزی در مورد دستاوردهای او نپرسیدند.
فرم جادویی او خیلی خاص بود و همه راحت در موردش صحبت نمیکردند!
اما وینسنت آن را اینطور نمیدید. او حاضر بود با همراهانش در مورد یکی از فرمهای جادویی خود صحبت کند، فرمی که به شکل پنج ضلعی بود که میدانست با حلقههای سرخ او مرتبط است.
«بیاید بریم سمت کالسکه. توی راه خونه در مورد قدرتهام صحبت میکنیم.» او گفت که مشتاق است چند روز آینده به روی یادگیری تواناییهای خود تمرکز کند.
او احساس مبهمی از آنچه که جواهراتش با آن مرتبط هستند داشت. با این حال، او فقط پس از انطباق بر آنها، تسلط و شناخت کاملی خواهد یافت.
او در مورد فرم جادوییش که شبیه یک نماد «۶۹» افتاده بود، با کسی صحبت نمیکرد.
وینسنت به یاران خود بدگمان نبود. اما به عنوان یک جنایتکار از زمین، او میدانست که گاهی برای فریب دشمنان، ابتدا باید متحدان را فریب داد!
وقتی با روری سوار کالسکهاش شد گفت. «فرم جادویی من باید با دو عنصر رعد و برق و زمین مرتبط باشه... هوم، میتونم بگم که قدرتهای من مرتبط با مغناطیس هستن.»
در سرزمین پولاریس، عناصر کمی در طبیعت یا حتی در مو...
کتابهای تصادفی

